|
|
||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
|
از راه دوری دارم برایت آرزویی ستاره های خوشبختی و شراب ناب و مستی آن ، تا ابد ، هر روز و این ، برای امروز ...
پس از به پایان رسیدن سفرهای همای در تور اروپا و آمریکا و کانادا و کنسرت های او در شهرهای گوناگون و باز گشتش به ایران ، دیری نگذشت که همای به خارج از ایران سفر کرد تا نشست مهمی با یکی از بزرگترین خواننده های اپرا ی جهان داشته باشد. با خبر شدیم که او پروژه ی تازه ای را آغاز کرده که به زودی از آن بسیار خواهیم شنید. این بار همای با رویایی دیگرگونه و اندیشه ای تازه تر ، پای به دنیای موسیقی نهاده است و او بناست به زودی با یکی از بزرگترین خوانندگان اپرای زمان ما ، کنسرتی برگزار نماید برای حمایت از« حیات وحش» و مبارزه با نابودی جنگلها و اعدام ، تلاش برای نجات زمین و چرخه های آن. در خبری غیر منتظره با خبر شدیم که ایشان برای آماده سازی این برنامه ی جهانی در حمایت از موجودات کره ی زمین ، سفرهای بسیاری به نقاط مختلفی از دنیا ، در برنامه اش دارد و آن ها را آغاز نموده است و هم اکنون در «آفریقای جنوبی» به سر می برد. فرزند کوهپایه ها و جنگل های گیلان در حمایت از جنگل ها و موجودات زنده و «حیات وحش» ، به جنگل های آفریقای جنوبی سفر کرده است تا در کنار حیوانات و مردم بومی آنجا زندگی کرده و کارهای تازه ای با نگاه خود برای شنوندگانش بسازد . تصور همای در میان جنگل های آفریقا و آنچه در فکر و روحش می گذشت ، آنچه او را تا بدان جا کشیده بود و پرسش های بسیاری که در باره ی این برنامه ی بزرگِ جهانیِ او برایمان پیش آمد ، ما را بر آن داشت تا پرسش هایمان را از همای بپرسیم و او پاسخش را برای ما فرستاده است. ص : درود بر شما و با آرزوی پیروزی برای شما . از شما می خواهم که از پروژه ی تازه ای که آغاز کردید برای ما بگویید و برای طرفداران خودتان بیان کنید که کجا هستید و چه هدفی دارید همای ؟ همای : به نام یزدان و با درود بر شما و همه ی هواداران همای و گروه مستان . من هم اکنون در جنگل های آفریقای جنوبی ، در کنار رودخانه ی «سابی» و در نزدیکی شهر «کیپتاون» اقامت دارم و به اینجا سفر کردم تا در کنار حیوانات و مردمان بومی اینجا زندگی کنم و از زبان اینان چکامه ها و آهنگ هایی بسازم تا از این راه با همه ی مردم دنیا حرف بزنم تا برای جلوگیری از نابودی جنگلها و این حیوانات زیبا گام بردارم. می دانید که دنیا روز به روز در مسیری حرکت می کند که از رنگ ها و شکل های آغازین خودش دور می شود که این روز ها در همه جای دنیا سخنش به میان می آید.با شکار این حیوانات برای استفاده از گوشت و پوست و نابودی جنگل ها برای استفاده از چوب آنها ، خطر بزرگی کره ی زمین را تهدید می کند و به ویژه که نابود کردن و کشتن و خوردن این حیوان ها ، روح انسان ها را به سوی خشم و اندوه هدایت کرده و هر روز از جایگاه حقیقی انسانی دور می کند . من سال دومیست که به گیاه خواری روی آورده ام و تصمیم دارم کاری انجام دهم تا بتوانم گامی در راه نگهداری و حمایت از «حیات وحش» بردارم. ص : آقای همای چگونه و از چه راهی می خواهید این کار را انجام بدهید؟ همای : من سفرهای زیادی را برای خودم برنامه ریزی و آغاز کرده ام تا بتوانم در کنار مردم بومی سراسر دنیا زندگی کنم تا بینش و رفتارهای آنها را با طبیعت بررسی کنم و یاد بگیرم ؛ اگرچه خودم در روستاها و کو هپایه های گیلان زاده شدم و در زادگاهم درس های زیادی دراین باره آموختم و رفتار مردمان بومی را با طبیعت دیده ام ؛ درس های زیادی هست که می توانم در گوشه های دیگری از زمین بیاموزم. سفرم را از جنگل های آفریقای جنوبی آغاز کردم و پس از آن به هند جنوبی خواهم رفت و پس از آن به برزیل ، آمازون ، سیبری و تبت و چند نقطه ی دیگر سفر خواهم کرد . داستان های زیبا و چیزهای جالبی از زبان حیوانات و موجودات زنده بیان خواهم کرد که در آینده از آن بسیار خواهید شنید. ص : آقای همای دنبال چه پیامی هستید؟ همای : دوست دارم نگاه دنیا را به کشتن و نابود کردن جان موجودات زنده عوض کنم اگرچه خود در سرزمینی زندگی می کنم که در آن انسان ها نیز به آسانی کشته می شوند. ای کاش همه می فهمیدند که چگونه می توان از موجود زنده جانی را گرفت که خدا وند بخشیده است؟ آیا آنها که جان می گیرند می توانند حتی به مورچه ای جان ببخشند؟ ص : بریمان از آفریقای جنوبی و احساس خودتان بگویید و بگویید آنجا چه می کنید با موسیقی؟ همای : اینجا خیلی از رنگ ها و حیوانات بی شباهت به زادگاه من گیلان نیست اما مردمانی در اینجا هستن که بینش و رفتارزیبایی نسبت به طبیعت دارند . من اینجا حیوانات زیادی را می بینم که به آسانی در کنار مردم زندگی می کنند و هم مردم به آنها احترام می گذارند و هم آنها به مردم ! اینجا نمایی از طبیعت را دیدم که هیچ وقت فکرش را نمی کردم . من بهشت را هم در اینجا می بینم ، قدرت خداوند و گوشه ای از چرخش روزگار و زمین را در اینجا می بینم. ص : پروژه ای متفاوت با سروده های خود آغاز کردید ، آیا تصمیم دارید که سبک گذشته را ادامه ندهید؟ همای : چرا ادامه می دهم و همان شیوه ی خودم را به کار می برم . اما این پروژه ، پروژه ای جهانیست و نیاز به زمان دارد تا به بهترین رنگ برای اجرا آماده بشود. ص : متوجه نشدم ، آیا قرار است موسیقی این کار، موسیقی ملی ایران باشد یا موسیقی کلاسیک جهان ؟ و نوازندگان سنتی ما هم در آن نقش خواهند داشت یا خیر؟ همای : این برنامه ، یک برنامه ی جهانیست و موسیقی آن موسیقی کلاسیک جهانیست و تنها در بخش هایی از آن از سازها و نوازندگان موسیقی ایرانی ، استفاده می کنم. ص : پس این برنامه را با چه ارکستری و در کجا و با چه کسی اجرا می کنید؟ همای : من کارم را برای این پروژه آغاز کردم و قرار است که در «هالیوود بال» آمریکا ، لس آنجلس ، در آفریقا و چند جای دیگر با یک خواننده ی بزرگ ، کنسرت اجرا کنم که الان هنوز زود است که دربار ه ی آن حرف بزنم ، اما این نوید را به هواداران می دهم که در انتظار برنامه ای بسیار بزرگ باشند . ص : آیا هیچ به احتمال این اجرا در ایران اندیشیده اید؟ همای : خیر ، امکان اجرای آن در ایران وجود ندارد. ص : با این سفرهایی که برای این پروژه دارید ، برنامه ی کنسرت های گروه مستان چگونه خواهد بود؟ همای : ما برنامه های خودمان در گروه مستان را داریم و از ماه آوریل در اروپا این کنسرت ها را آغاز می کنیم و پس از آن به آمریکا و استرالیا خواهیم رفت و من هرزمان که برنامه ای نداشته باشم به این سفرها ادامه خواهم داد تا بتوانم این برنامه را تا سال 2011 برای ارکستری بزرگ آماده کنم. ص : آیا شهرهای این تور اروپایی که در آن به اجرای برنامه خواهید پرداخت مشخص شده است؟ و آیا کارهای جدیدی را اجرا خواهید نمود؟ همای : بله ، برنامه های ما مشخص است و علاقه مندان می توانند به سایت همای و مستان با نشانی www.parvazhomay.com بروند و برنامه و شهرهای تور اروپا ی ما را در آنجا ببینند . کارهای ما در این برنامه ها ، همه جدید خواهند بود. ص : نمی خواهید از کسانی که در این پروژه با شما هستند ، برایمان بگویید؟ همای : نه ، هنوز خیلی زودست ؛ اگرچه پیمان اولیه برای این برنامه بسته شده است و تمام شرکتهای خارجی ترتیب این برنامه ها را خواهند داد و من هم سفرهایم را آغاز کرده ام اما هنوز زودست دربار ه ی کسانی که با من همکاری می کنند حرف بزنم ، چون در آغاز باید به کارهایی که دارم آماده می کنم و می سازم ، فکر کنم. ص : این گونه که به نظر می آید فکر و روحتان به شدت در گیر این جریان شده است و با وجود سفرهای گروه مستان و در کنار آن سفرهای شما برای این برنامه ی جهانی ، به زودی نباید در انتظار اجرایی در ایران از شما باشیم ؟ و آیا زمانی و مجالی برای شما می ماند که به آماده سازی اجراهای گذشته تان به شکل cd , dvd و ... برای ورود به بازار ایران بپردازید؟ همای : هروقت که زمان و شرایط مناسبی در ایران به وجود بیاید که ما بتوانیم کارهایمان را بدون سانسور به دست مردم برسانیم ، بی شک این کار را انجام خواهیم داد. ص : همای آیا در سرودن چکامه ها و فکر کردن به روند کلی برنامه ، تنها هستید؟ یعنی جز خود حیوانات و مردم بومی ، همدمی ، هم فکری ندارید؟کسانی که از فکر و احساسشان بهره بجویید؟ حتی همکارانتان در این برنامه ؟یعنی آنها همه قرار است افکار همای باشد؟ همای : خوب کسان زیادی در این پروژه مرا یاری می کنند ، هم در تنظیم موسیقی ، هم در ترجمه ی چکامه ها به انگلیسی و هم برای عکس برداری و فیلم برداری ؛ کسانی هم مانند کنسرت گذاران خارجی این برنامه را مدیریت می کنند. من این موسیقی را با یکی از بزرگترین خواننده های اپرای جهان اجرا می کنم که ایتالیایی ست . اما همه ی اندیشه ها و آهنگ ها را خودم می سازم . در حقیقت این برنامه ، اندیشه و کار من است که با کمک دیگران برای حمایت از مردمی که جانشان را می گیرند و «حیات وحش» که دارد نابود می شود ، اجرا خواهیم کرد. همای و دو کارشناس حیات وحش ص : گمان می کنید در این لحظه از تاریخ ایران و جهان که مردم با مشکلات بسیار جدی - گاه برای ادامه زندگیشان - روبه رو هستند ، به ویژه مردمانی که در کشورهای جهان سوم زندگی می کنند و حرف هایی مانند نجات حیات وحش و حیوانات و زمین ... چندان در زندگی روزمزه شان نیست ؛ این برنامه ی شما را تجملاتی و یا دور از درد های خودشان نخواهند یافت؟ همای : کسی که به فکر نجات حیوانات و چرخه ی زمین است ، کسی که از کشتن حیوان ها رنج می برد و غمگین است - پس کشتن انسان ها او را بیشتر رنج می دهد- و می خواهد برای مبارزه با کشتن مبارزه کند ، هیچ گاه مردم را از یاد نخواهد برد و هر کاری که می سازد برای آنهاست. اما برای بیان پیام هایش از راه های گوناگونی استفاده می کند . کسانی که این پیام ها را می شنوند باید خودشان پی ببرند که چه هدفی در آن نهفته است و من چرا این کار را انجام می دهم ؟!! من می خواهم که یک کار جهانی انجام بدهم و نجات طبیعت و زمین ، نجات انسانهاست. ما برای آموختنِ حرمت گذاشتن و پاسداری از جان و زندگی و آزادی انسان ها ، بـــــــــــــاید تمرین هایمان را از همین نقطه ، یعنی پاسداری از بی آزار ترین ، دوست داشتنی ترین ، زیباترین و لازمترین بخش زندگیمان ، یعنی موجودات زنده ، حیات وحش و زمین آغار کنیم !! ص : خوب همای حالا که ما را در هیجانی شیرین فرو بردید ، تک تک مان نیاز به اندیشیدن و سخن گفتن با یکدیگر از این برنامه ی جهانی و انسانی داریم تا آن را کامل حس کنیم .... بی گمان از ین پس باید زیاد از آن بگوییم و بشنویم ، نمی خواهید بگویید که این برنامه را چه بخوانیم و با چه نامی از آن یاد کنیم؟ و آیا امکانی برای همکاری و حضور هواداران و یا علاقه مندان در این برنامه ی جهانی وجود دارد؟ همای : در سایت www.parvazhomay.com بخشی داریم با نام « fan club » که در آن پروژه ی « Roar of the king» معرفی شده است و هر کسی دوست دارد که عضوی از این پروژه باشد و پیامی دارد که اندیشه ی مردم را به سوی حمایت از حیات وحش ، باز می کند ؛ می تواند در این بخش عضو شود و اندیشه ی خود را که می تواند عکس ، نوشتار و پیام و ... باشد در آنجا بگذارد. ما دوست داریم که مردم جهان را به سوی پاسداشت « حیات وحش » و مبارزه با کشتن و نابودی جنگل ها و موجودات زنده و «حیات وحش» ، هدایت کنیم و در این زمان و از همین جا از همه دعوت می کنیم که هرکس در این راه می خواهد گامی بردارد بیاید و در این پروژه عضو شود و آمادگی خود را اعلام نماید ! نامش هم که آشکار شد : « Roar of the king» یعنی غرش پادشاه جنگل ، شیر . « Roar of the king » « غرش پادشاه جنگل » ص : با آرزوی شادی و پیروزی های بیش از پیش شما ، درود ما را به مردم خوب و حیوانات زیبا و بی نظیر آفریقا برسانید.
پس از دریافت پیامی از دوست نوجوانمان «پرستو» ، همگی دگرگونه حالی یافتیم و دلگرم و شادمان اشک شوق از گونه پاک کردیم (پیش از این در بخش پیام ها آمده بود) ... و «همای» با دریافت آن بر آن شد تا پیامی برای این نوجوان و همه ی پرستوهای سرزمین بی کرانمان بفرستد . در زیر پیام دوست خوبمان «پرستو» و «همای» را می خوانید : پیام «پرستو» : من دانش آموز پیش دانشگاهی هستم. دو روز قبل دبیر عزیزم درس مست و هوشیار را درس داد قبل از شروع درس آهنگی را که آقای همای خوانده بودند، برایمان گذاشت( محتسب مستی به ره دید....) باور کنید کلاس غرق در سکوت بود اولین بار بود این صدا را می شنیدیم. بچه ها می گفتند کیه؟ کجا خونده ؟ ایرانه ؟ خارجه؟ دیگه چی خونده؟ همه کلاس مثل تشنگانی بودند که بعد چند روز تو کویر یک چشمه آب پیدا کنن . همه التماس کردیم یک آهنگ دیگه و دبیرمون درست زد به هدف . "به گردی کعبه میگردی پریشان....." نمی دونی چه حالی شد کلاس ؟ اسم همای رو نگفت دبیرمون. فقط آخراهنگ گفت:"هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش " گفت: دختر های گلم سلیقه شما و ذات شما اون آهنگ های بی ربطی که گوش میدید نیست. آهنگ و آواز اصیل ایرانیه که روح تشنه شما رو سیر آب می کنه. این خواننده مثل شما جوونه و دردش درد شماست. حاضره به خاطرهدفش و کشورش جانش رو هم بده. این فرق می کنه با اونایی از سر خوشی و بیکاری هر چرت و پرتی رو میخونن . پیام «همای» :
درود بر تو دوست خوبم پرستو که پرستوی خوش خبری هم برای من شدی . پیامت را خواندم و برجا ماندم. باورش برایم سخت و شیرین بود ، لذتی گرم قلبم را فرا گرفت و وجودم را گداخت. هرگز نمی توانستم بیندیشم که شایسته ی آن باشم که آموزگاری در کلاس درس ، برای شاگردانش از من بگوید ... کودک خردسال پارسی زبانی در گوشه ای از سرزمین بی کرانم چکامه هایم را از بر بخواند و یا مادری چامه ی من را برای فرزندش زمزمه کند و ... . پرستوی پیام آور من آیا اینها و آیا پیام تو نشانه ایست برای من؟ نشانه ای که بگوید راهم را درست انتخاب کرده ام ؟! اندیشه ام و راهی را که برای رسیدن به آن برگزیده ام درست است؟!
آیا توانسته ام ترنم نوای ایرانی را ، آنگونه که در قلب من می نوازد و شور و مستی برمی انگیزد با دیگران قسمت کنم؟! نوای ایرانی آنگونه که در فکر و قلب من پژواک دارد ، توانسته سبب سازِ شادمانی و شور در دیگران شود؟! آیا پیام های من آنگونه که در روح من با ترنم ایرانی در می آویزد ، توانسته بر جان دیگران بنشیند؟! آیا این نوایِ آشنایِ همراهِ هر لحظه ی رنج و تنهایی و شادیِ ... من ، مرهم لحظه های دیگران شده؟!
خرسندم از آنکه چنین آموزگارانی هستند که ایگونه عاشقانه به شما می آموزند. من هم خود چنین آموزگارانی داشتم و امروز به آنها می بالم. آنها زمانی به ما می آموختند که سرزمین ما ، دستخوش حادثه های ناگواری چون دگرگونی ، جنگ ، فقر و بدبختی بود. بسیاری از آموزگاران ما خود نیز نگران آینده ی شاگردانشان بودند ، چرا که بسیار اندیشه ها در سر داشتند که برای آموختن آن به ما هراس داشتند. از یاد نبرده ام آموزگار ادبیات ما ، همیشه و هر زمان که به ما درس می داد ، پایان درس همیشه می گفت : آنچه که امروز آموختید را به یاد داشته باشید و همیشه این درس را هم از بر باشید « هرجور که می خواهید زندگی کنید ، به شرط آنکه آزارتان به کسی نرسد » . ای کاش هنوز دانش آموز بودم و در کلاس درس آموزگارت می نشستم و دوباره درس محتسب را از او می آموختم. پرستوی کوچکم از یاد مبر که تنها خوب درس دادنِ آموزگارت شرط پیروزی تو نیست بلکه خوب یاد گرفتن تو مهم تر از تلاش آموزگارِ توست. دست های آموزگارت را از سوی من ببوس چرا که آموزگار تو روشنگر آینده ی درخشان توست. آموزگارانی که من همیشه آنها را به یاد دارم و به آنه افتخار می کنم : آقای «رضا شاد» ( درس هنر ) ، آقای «فاضل حیدری» ( املا و انشاء ) که همیشه از من می خواست تا به جای انشاء چکامه بنویسم و به من نمره ی 20 می داد . آقای «فیاضی» که از من خواست به هنرستان بروم. استاد «علی اکبر لایق» که مدیر هنرستان غیرانتفاعی« کمال الملک» بود و چون از خانواده ای تهیدست بودم از من شهریه نمی گرفت. استاد «محمد تقی مرتاض هجری» که به من نقاشی درس می داد و همیشه به من امید می بخشید تا هدفم را دنبال کنم . استاد «صفایی» و ... دیگر آموزگارانم ...
همای و استاد علی اکبر لایق
همای و استاد محمدتقی مرتاض هجری
.... پرستوی پیام آور من با ایمان به آموزگارانی همچون آموزگار تو ویارانی همچون تو و آینده ای که با هم خواهیم ساخت ، همواره سخنم را بر زبان خواهم راند و از گفتن پیام های مهر و عشق و آزادی ، دوستی و برابری و برادری ، شادی و یاری و آبادی ؛ لحظه ای فروگذار نخواهم بود.
سال ها بود که استاد بزرگ سنتور و موسیقی ایران استاد « فرامرز پایور» در بستر بیماری بود و پس از سکته ای که از سال 78 داشتند نیمی از بدنش فلج بوده و به سختی روزگار را پشت سر می گذاشتند می دانم که نگاه های عاشقانه ی استاد به سنتورش و از اینکه نمی توانستند گیسوان سازشان را بنوازند ، بسیار برایشان دردآور تر از بیماریشان بود . چگونه می توان سال ها نواخت و سال ها به سازی اینگونه نگاه کرد ؟! آری نمی توان درک کرد ، چرا که هیچ کدام از ما به جای ایشان نبوده ایم. استاد فرامرز پایور دربار ه ی زندگی هنری ایشان باید بگویم که از شاگردان استاد صبا بودند و گروه اساتید و گروه پایور را سال ها سرپرستی کرده و کنسرت های زیادی در ایران و خارج از ایران با استادان بزرگ اجرا کردند. پس از دورانی که موسیقی تنها در رادیو و به شکل ارکسترهای رادیو اجرا می شد ، استاد پایور موسیقی ایرانی را به شیوه ی امروزی هدایت می کردند و در زنده نگه داشتن ردیف های موسیقی ما نقش مهمی داشتند . بی گمان نه تنها سنتورنوازان امروز که حتی سنتور ، خود را مدیون این بزرگمرد می داند . او به سنتور رنگی تازه و جاودانه بخشید. هم دوره ای های ما که که امروزه موسیقی کار می کنند ، مانند من ، بسیار با ساخته های ایشان آشنا ییم و روزها و شب های زیادی را به عشق شنیدن این نواها گذرانده ایم. می دانم که ایشان آسوده در خاک خفته اند و و از رنج و دردها به دورند ، به دوستان گذشته ی خود پیوسته اند . او بی گمان در کنار صبا ، تجویدی ، عبادی ، بنان ، مشکاتیان و دیگران شاد خواهد بود. روحش شاد. پرواز همای
دوستان و همراهان همیشگی باید بگویم از همه ی کسانی که بی صبرانه پی جوی پرسش های بیشمارشان بودند و من به آنها پاسخ ندادم ، پوزش می خواهم اما می خواستم که به بسیاری از آنها از زبان شخص "همای" پاسخ داده شود و این ممکن نبود مگر به صبر و تلاش برای هماهنگی که وقت زیادی برد. امید دارم این گفتگو ، بسیاری از پرسش های ذهنتان را پاسخگو باشد. دوستان خوبم : بابک ، سلام و صد سلام ، نازنین و علی ، امید ، بنا ، علی ، مستانه ، طوطیا ، فرجام ، لاله و... که پیام ها و ابراز نگرانی ها و ناراحتی هایتان را نگه داشتم تا این مطلب جدید ؛ امیدوارم بخوانید و راضی باشید. خوب همای عزیز خیلی خوشحالم و بازگشتت را به ایران ، پس از آن موفقیت ها و پیروزی های پی در پی ، تبریک می گویم. نمی توانم بگویم روزانه چند پیام به من می رسد که ازشما می پرسند ... و به همین خاطر می خواهم پرسش های بیشمارم را آغاز کنم : همای عزیز تور کانادا نیز به خوبی پایان یافت ، 3 برنامه در کانادا اجرا کردید ، از این برنامه ها بگو چون در کمتر از یک سال دو برنامه در تورنتو و ونکوور داشتید . از حال و هوای مردم و استقبالشان بگو ، برخورد مردم و مخاطبان چگونه بود؟ درود بر شما که در تمام روز ها و شب ها ، زمانتون رو با وبلاگ ما می گذرونید و برامون عاشقانه تلاش می کنید تا هواداران ما از تازه ترین رویداد ها با خبر بشن و از این بابت باید از شما سپاسگزاری کنم. خوب من خیلی خوشحال و شاد هستم که به میهنم ایران برگشتم و در کنار خانواده ، همسر ، فرزندان و دوستانم هستم. پس از این باید بگم که بله ما در فاصله ی 11 ماه ، دو بار در کانادا برنامه داشتیم ولی مردم اونجا بیش از اندازه به ما مهر دارند و تازه این بار جز تورنتو و ونکوور به مونترال هم سفر کردیم که در هر 3 کنسرت از سوی مردم مهربان آنجا بسیار از ما پذیرایی شد و شور و هیجان مردم ما را هم بیش از پیش سر ذوق آورده بود و کنسرت های بسیار خوبی را در آنجا اجرا کردیم ؛ هنرمندان و مردان بزرگی را در آنجا ملاقات کردیم و در وقت های دیگر هم به ورزش می پرداختیم. پرواز همای و پیروز وارسته قهرمان زیبایی اندام در کانادا کارهای بسیار تازه ای اجرا کردید مانند راز و .. از کارهای جدیدتان که در آنجا اجرا کرید بگو؟ ما در آمریکا کارهای تازه ای را اجرا کردیم که در اروپا هم اجرا نشده بود ، آهنگ های تازه ای مانند آهنگ "می بده " ، "راز" ، "خانه به دوش" " عجب آب گل آلودی" ، "خدا را می شناسم " ، "من خدا را دیدم" ، "مرغ سحر" ، " قرار بود" و چندین آواز تازه ، که همه ی آنها برای بار نخست اجرا می شد. خوب از کانادا که خارج شویم .. نسبت به برنامه هایی که در تورهای اروپا ، آمریکا اجرا کردید چه حسی داری؟آیا در اجراهای متفاوت احساسات متفاوتی داری؟ در کل در چه اجراهایی به یک حال و هوای عالی می رسی و باید چه فضایی در اجرا وجود داشته باشد تا تو هم از اجرا لذت زیادی ببری؟ و کدام یک از اجراها این ویژگی ها را برایت داشت؟ پرسش بسیار خوبی هست ، باید بگم که هر برنامه ای حال و هوای خودش رو داره و ما در هر شهر و با هر مردمی حال وهوای تازه ای داریم . در بعضی از شهرها بسیار سرحال و در بعضی از شهرها آرام و در بعضی زمان ها بسیار غمگین و بعضی زمان ها بسیار شاد هستیم. خوب آغاز سفر ما برابر شد با حادثه ای که در ایران رخ داد و ما در اون روزهای آغازین سفر همه بسیار غمگین بودیم و این رو کار ما هم اثر گذاشته بود و باید کارهایی اجرا می کردیم که هماهنگ با حادثه ها باشه . گاهگاهی حتی همه ی گروه هنگام اجرای برنامه اشک می ریختیم و همراه با غم و شادی مردم ، آهنگ ها رو عوض می کردیم و در بعضی از شهرها که گیلانی ها بیشتر بودند و شور برپا می کردند ، ما هم با هیجان بیشتر برنامه اجرا می کردیم. در بعضی شهرها مانند وین که مردم بیشتر با موسیقی آشنا بودند برنامه ی دیگری اجرا می کریم و در هر شهری حال و هوای تازه ای داشتیم. آیا فکر می کنی که اطلاع رسانی و تبلیغات شما در برنامه ی تور اروپا کافی بود؟چون خیلی ها با من تماس می گرفتند و گمان می کردند که شما هنوز به اروپا سفر نکرده اید ؟آیا برای این همه هوادار در انتظار ، برنامه ای در آینده دارید؟ خوب ما همه ی کنسرت هامون پر از مردم بود حتی در بسیاری از شهرها مردم بلیط برای ورود به برنامه پیدا نمی کردند و این یعنی اینکه خبررسانی خوب بود و خیلی ها هم خیلی دیر پی به برنامه ی ما بردند و یا دیر با ما آشنا شدند و می دونم که خیلی ها هم خبردار نشدند و ما تازه فهمیدیم که چقدر هوادار داریم و از سال آینده باید هم خبررسانی رو بیشتر کنیم و هم سالن های بزرگتری بگیریم. دوست داریم از اپرت موسی و شبان در والت دیزنی هال آمریکا از زبان خودت بشنویم ، چه حس و حالی داشتی؟ مستان با چه حس و شور و حالی به صحنه رفتند؟ آیا خودت از این اجرا راضی هستی؟ از چگونگی ارتباط مخاطبان با این اپرت بگو! آیا این اجرا سبب اندیشه ی نوشتن دو اپرای جدید یست که از آن در گفته های قبلی یاد کردی؟تمایل داری از آنها برای خوانندگان بگویی؟ از اپرت موسی و شبان زیاد این روزها حرف زدیم ، اما اون قدر برنانه ی خوبی بود که خودم هم انتظار نداشتم و این برنامه بیش از اون چیزی که فکر می کردم روی مردم اثر گذاشت و ما هم رو صحنه حال خوبی داشتیم ، اما اون حال و هوا و اون جمعیت بیشمار در سالن و ارکستر بزرگ ، به ما اجازه نمی داد که خودمون هم با مردم حال کنیم ، چون باید به اجرا فکر می کردیم ؛ اما پس از برنامه وقتی که کار رو شنیدیم ، هیجان زده شدیم و حالا هم تصمیم داریم که این برنامه رو در اروپا هم اجرا کنیم و به کشورهای دیگه هم ببریم. درباره ی اپراهای دیگه هم باید بگویم که بله هدف من این هست که در برنامه های آینده ، اپرای جنگ عقل و عشق رو به روی صحنه ببرم که اونم از ساخته های من هست. خوب حالا به پرسش مهمی می رسیم که این روزها بسیاری از دوستان خواهان شنیدن پاسخ آن هستند ؛ همای آیا به ایران برگشتی؟ برنامه ات برای اجرای برنامه در ایران چیست؟ و آیا در ایران خواهی ماند؟ خوب به همان شکل که گفتم من اکنون در ایران هستم و همیشه دوست دارم در ایران برنامه داشته باشم و من تمام تلاشم رو انجام می دم که بتونم اجازه بگیرم . خوب وقتی یک سبکی تازه میاد و هوادار پیدا می کنه ، در آغاز با مشکلات زیادی روبه رو میشه تا هم مردم و هم مسوولان بتونن پی به پیام ها و منظورهای اون گروه ببرن و در آغاز مخالفینی هم پیدا می کنه در کنار طرفدارانش و مشکلات زیادی سد راهشون میشه و امیدوارم به زودی بتونیم تور ایران رو هم راه بیندازیم. پرواز همای همای از برنامه های آینده و آنچه در سر داری بگو ... از دغدغه ها و دل مشغولی ها و آنچه فکر و ذهنت را به خود مشغول کرده ...! پیش از همه به همین برنامه در ایران فکر می کنم و خوب از ماه فروردین هم کنسرت هامون تو اروپا دوباره آغاز میشه و 20 کنسرت در اونجا خواهیم داشت با کارهای تازه و پس از اون هم به آمریکا و کانادا و استرالیا خواهیم رفت که همه ی اونها هم برنامه ریزی شده و برنامه ی مهم دیگر ی هم که دارم کلاس های خصوصی هست که برای یادگیری بیشتر موسیقی و فراهم شدن زمینه ی تحصیل در دانشگاه بسیار مهمی در نیو یورک ، که دارم خودم رو آماده می کنم که از سال 2011 در اونجا درس بخونم و یک برنامه ی بسیار مهم و بزرگی هم در سپتامبر 2011 در آمریکا دارم که در آینده ازون بسیار خواهید شنید. بسیار می پرسند که تا کنون چند آلبوم از همای و مستان آمده است ؟ نامشان چیست؟ و چگونه می توانند با آنها آشنا شوند؟ درباره ی این آلبوم ها و اینکه آیا جز فیلم هایی که از اجراهای شما وجود دارد ، به شکل ضبط استودیویی هم وجود دارند یا نه برایمان یگویید. آیا هیچ کدام از آنها به صورت رسمی در ایران منتشر شده است؟ کارهایی که از ما در خارج از ایران پخش شده ، نام هاشون رو میگم و امیدوارم که به زودی در ایران هم اجازه ی پخش بگیرند و وارد بازار بشن: 1- کنسرت تالار وحدت DVD 2- ملاقات با دوزخیان CD 3- این چه جهانیست CD 4- سرزمین بیکران CD 5- کنسرت کاخ نیاوران ملاقات با دوزخیان DVD 6- پروردگار مست کنسرت والت دیزنی 2008 DVD و کارهای تازه ای که به زودی وارد بازار خواهد شد : 7 – عجب آب گل آلودی CD 8- مه پاره CD 9 – موسی و شبان همای و شهرداد روحانی CD , DVD 10 – ناله سر مکن همای و شهرداد روحانی CD , DVD 11- مستند گروه مستان همای در بار ه ی کارهای جدیدت و اینکه بناست چگونه به دست مخاطبان و به ویژه هواداران داخل ایران برسد ، آیا فکری کرده ای؟ هواداران بسیار مشتاق شنیدن این کارهای جدید هستند و حق دارند هر روزشان را با هنرمند محبوبشان آغاز و سپری کنند و بی تابی آنان از پیام های بیشمارشان که دراین باره می رسد پیداست ... دراین باره چه اندیشیده ای؟ از هواداران بسیار پوزش می خوام که کارهای ما تا کنون به این شکل به دستشون رسیده ، اما این نوید رو می دم که به زودی کارهای من از راه قانونی از طرف حوزه ی هنری وارد بازار خواهد شد و کارهای تازه هم که هنوز آماده نیست ، اما پس از آماده شدن تلاش می کنم تا از ارشاد اجازه ی پخش رو بگیرم تا در دسترس همه قرار بگیره. پرواز همای آیا از الان می توانیم درباره ی تورهای آینده ی گرو ه مستان بپرسیم و یا زود است که پی جوی آنها شویم؟ بله در بالا توضیح دادم. همای گمان نمی کنی با این تورها در بازه های زمانی کم ، فرصتی برای اندیشیدن و نوشتن کارهای جدیدو یافتن چکامه های نغز وجود ندارد؟احساس نمی کنی در این روش وارد یک سری تکرار و تکرار خواهید شد؟نمی خواهی به خودتان اندکی زمان بدهید؟ نه من این طور فکر نمی کنم ، چون من هم همانند دیگران زندگی می کنم و تازه با دیدن بهترین تصویر دنیا حس بهتری هم دارم و من همیشه در حال نوشتن آهنگ ها و چکامه های تازه هستم و هنوز خیلی آهنگ های اجرا نشده دارم و ما همیشه در بیرون از ایران 3 شب آخر هفته برنامه داریم و 4 شبانه روز دیگه برای اندیشیدن و نوشتن و ساختن وقت داریم و آنقدر ایده و پیام در ادبیات و فرهنگ ما زیاد هست که ما حالاحالا ها جا داریم ، نگران نباشید و تازه با دیدن برنامه ی موسی و شبان پی خواهید برد که ما از تکرار گریزانیم ، تازه بسیاری از مردم هنوز اون کارهای پیشین ما رو ندیدند و هرجا میریم مردم دوست دارن اونها رو بشنون. در باره ی تصمیم های خود برای ادامه ی زندگی و تحصیلتان که به آن اشاره کرده بودید ، بگویید و آیا گمان نمی کنید زندگی خارج از ایران و دور بودن از آن ، به حال و هوای کارهای شما لطمه وارد کند، اینکه هنرمندان در فشار همیشه بهتر و خلاق تر عمل می کنند راست است؟ اگرچه در بیرون از ایران بسیار احساس دلتنگی پیدا می کنم و دوست دارم همیشه در ایران زندگی کنم ، اما برای یادگیری بیشر بایدهمیشه تلاش کرد و به جاهایی سفر کرد که بهترین زمینه برایش وجود داره ، من در سالهای تحصیل در اونجا هم ، کارهای خودم رو ادامه میدم و همیشه به ایران میام و پس از آموزش دیدن هم به میهنم برمیگردم. پرواز همای و همسر و فرزندانش شهریار و مهریار - اصفهان -آبان ماه ۱۳۸۸ شاد باشید.
مستان و همای درگذشت پدر بزرگوار آقای اسفندیار شاهمیر ، یار همیشگی مستان را به ایشان تسلیت می گویند و خود را در غم ایشان شریک می دانند. پرواز همای برای دوست و یاور همیشگی خود در این غم بزرگ گفته است : دوست مهربان و یار همیشگی من اسفندیار خوبم در گذشت پدر مهربانت را به تو تسلیت می گویم و از ته دل برایت آرامش آرزو می کنم . اسفندیار شاهمیر همیشه یاد آن روزهای خوشی خواهیم بود که در کنار پدرت گذراندیم و او همیشه به تو افتخار می کرد و فراموش نمی کنم که هرچه در توان داشت به نمایش می گذاشت تا تو را شاد کند. خنده ی سرشار از افتخارش در روز پایان اجرای نیاوران را همه ی هواداران مستان می بینند که چه عاشقانه یکدیگر را در آغوش گرفتید و شوق در چشمانتان پیدا بود. اسفندیار شاهمیر و پدر بزرگوارشان در پایان اجرای نیاوران او همیشه به ما شور و شوق میداد و و فراموش نمی کنم نخستین باری را که با هم در ساختمان آ.اس. پ برای پدرت و دوستانش برنامه اجرا کردیم . باور کردنی نیست که اینقدرناگهانی واینقدر آرام از کنار ما رفت. این روزها که تو در خدمت سربازی بودی و نتوانستیم در مستان در کنار هم باشیم ، سخت ترین روزهای مستان بود برای من ، چرا که بدون تو مستان مفهوم ندارد . دوست من ، برادرم ، یار همیشگی من ، مرا در غم خودت همراه بدان ؛ چرا که نمی توانم روزهایی را که در کنار پدرت شاد بودیم و از او درس ها می آموختیم را فراموش کنم . پس از از دست دادن مادرت ، پدرت فریدون تنها کسی بود که می دانم عاشقش بودی و همیشه می خواستی شادش کنی و از یاد نمی برم که او هم تا آخرین نفس تنها به خاطر تو ، دور از تو بود . پدرت به به میهن ما و نیروی دریایی ایران و افسران زیادی درس مهر و ایرانی بودن آموخت و. در نگاه من او مرد بزرگی بود برای ایران ، گرچه هیچکس قدر او را در خاک ندانست. یادش همیشه در یاد و خاطر ما خواهد ماند. پرواز همای.
پس از گزارش فوتبال بین تیم مستان و پرسپولیس تورنتو پرسشی که فکرم را به خودش مشغول کرده بود از همای پرسیدم که هدف از این بازی دوستانه و حرکت های ورزشی دیگر همای و گروه مستان چیست و در اصل نظر همای درباره ی ورزش در کنار موسیقی چگونه است ؟ آنچه که جناب همای در پاسخ پرسش من- که شاید پرسش شما هم بوده است- نوشت ، این بود : ما جوان تر ها که درمیدان های امروز موسیقی کار می کنیم ، با ورزش در کنار موسیقی به مردم نشان می دهیم که دنیای موسیقی امروز پاک و سالم و به دور از هر گونه آلودگیست و سلامت برای ما از هر چیز مهمتر است و تلاش می کنیم تا با ورزش کردن روح و جسممان را سالم نگاه داریم. ما در سفرهایمان در کنار اجرای کنسرت ها به ورزش می پردازیم وبه دیداربزرگمردان ورزش می رویم و از آنها راه های سالم بودن را می آموزیم .ما در این سفر طولانی با ورزشکاران زیادی در تماس بودیم مانند استاد عبدالله موحد در کشتی ، استاد فرهاد وارسته در کاراته ، استاد ایرج یوسفی در ژیمناستیک ، کوروش تشت زر و مهرداد امین شیرازی در فوتبال و ... که در کنار همه ی آنها ورزش کردیم . اما یک خبر جالب برای دوستان همای و مستان : روز 14 آگوست گذشته به دعوت استاد بزرگ کاراته ی جهان ، فرهاد وارسته ، در تالاری در تورنتو از گروه مستان قدردانی شد و از سوی قهرمان کاراته ی کانادا و جهان ، خانم نسیم وارسته و باشگاه کاراته ی وارسته ، به نشانه ی همبستگی ورزش و موسیقی ، نشان بلورین" پنجه ی عقاب" برای یادبود به پرواز همای هدیه گردید ! این هم عکس جناب همای هنگام دریافت هدیه و عکس خود نشان" پنجه ی عقاب" .... پرواز همای در هنگام دریافت نشان بلورین "پنجه ی عقاب" خود نشان بلورین "پنجه ی عقاب" شاد باشید.
این بار با گزارشی بسیار متفاوت آمده ام ... گزارش فوتبال...!!! مستان در پی اجرای برنامه های بسیار موفق که با استقبال گرم و بی نظیرمردم در شهرهای ونکوور و تورنتو روبه رو شد ، در بخش فرهنگی – ورزشی ! هم بسیار قدرتمند در میدان حاضر شدند . در پی دومین بازی فوتبال بین تیم های مستان و پرسپولیس تورنتو ، این بازی با نتیجه ی پر گل 10 – 10 پایان یافت. مستان در سال گذشنه هم با تیم پرسپولیس - که آن زمان نامش پاسارگاد بود – بازی کرده بودند و به نتیجه ی مساوی دست یافته بودند. در این بازی که عکس های آن را در زیر می بینید ، 6 گل از گل های تیم مستان را پرواز همای وارد دروازه نمود!!!!!!! تیم مستان و پرسپولیس تورنتو تیم مستان پرواز همای و علی پژوهشگر دیوید بکام ! نه ببخشید محمود نوذری پرواز همای پرواز همای و علیرضا مهدی زاده پرواز همای محمود نوذری 4 گل دیگر تیم مستان را محمود نوذری ، علیرضا مهدی زاده ، محمد کمالی و علی پژوهشگر - هر کدام یک گل – به ثمر رساندند. پرواز همای ، گروه مستان و اجراهای بی نظیر آنان و درکنار آن ، این بازی دوستانه ی فوتبال بین تیم های مستان و پرسپولیس تورنتو با استقبال روزنامه های محلی روبه رو شد . در اینجا می توانید مطلب " آیینه ای که اشعه ی خورشید را منعکس می کند " از روزنامه ی سلام تورنتو ، که در پی گفتگوی پرواز همای و خبرنگار این روزنامه نوشته شده است را بخوانید . شاد باشید.
یکشنبه شب در تاریخ 27 سپتامبر 2009 برابر با 5 ام مهر ماه 1388 تور آمریکای همای و گروه مستان با نام "عجب آب گل آلودی" با موفقیت هرچه تمام تر به پایان رسید . مستان با 12 برنامه ای که در آمریکا اجرا نمودند ، شور و مستی را در میان مردم دمیدند. آغاز این برنامه ها – اپرای موسی وشبان - برگ زرین نوینی بود که نتیجه ی یکی از زیباترین و خاطره انگیز ترین همکاری های هنرمندان دو نسل و دو سبک موسیقی شرق و غرب بود ، برای جلایی دیگر بخشیدن به نگین هنر ایران زمین و چه باشکوه درخشیدند و در تاریخ موسیقی این مرز و بوم جاودانه خواهند ماند . آنچه در تور آمریکا گذشت به روایت تصویر ... آنچه در تمرین های مستان در پشت صحنه گذشت ... مستان بر روی صحنه ... استقبال گرم مردم از مستان... پس از با خبر شدن از پرواز ناگهانی "استاد مشکاتیان" ، همای و مستان در شب دهم این اجراها در تاریخ 25 سپتامبر در سالن استراتمور شهر واشنگتن در برابر 1800 نفر از شرکت کنندگان این برنامه ، کنسرت خود را به روح بلند استاد " پرویز مشکاتیان " تقدیم نمودند و بدین وسیله با هنرمندان و هنر دوستان همدردی نمودند. در این برنامه ابتدا چکامه ای که پرواز همای در سوگ استاد مشکاتیان سروده بود و پیش از این در سوگ نامه استاد مشکاتیان برایتان آورده بودم را اجرا نمودند و پس از آن قطعه ی " لحظه ی دیدار"- یکی از کارهای استاد مشکاتیان- را با چکامه ای از اخوان ثالث ، اجرا نمودند. همای و مستان بسیار تمایل داشتند تا قطعه ی "جام جهان دوش..." را اجرا نمایند ولی به دلیل نزدیک بودن اجرا و نداشتن زمان کافی برای تمرین ، موفق به اجرای آن نشدند. بخش هایی از اجرای همای و مستان را به یاد استاد مشکاتیان می توانید در اینجا ببینید. مستان در فاصله ی زمانی 10 روزه ای که تا آغاز تور کانادا در اختیار دارند به ضبط چندین کار در آمریکا خواهند پرداخت. همای پس از اجرای موفقیت آمیز اپرای "موسی و شبان" هم اکنون در حال نوشتن دو اپرای جدید و کارهای نو و خلاقانه ای است و اندیشه ی برنامه ی بزرگی برای اروپا و آمریکا در سال بعد را در سر می پروراند. تور کانادای گروه مستان و همای از تاریخ 9 اکتبر در ونکوور کانادا آغاز می گردد ، پس از آن در 11 اکتبر در تورنتو و 16 اکتبر در مونترال برنامه خواهند داشت. پس از آن همای به ایران برخواهد گشت ودر این باره گفته است :"به ایران برمی گردم و اگر زمینه ی اجرای موسیقی در حال و هوای ایران فراهم باشد ، تمام تلاشم را برای اجرای برنامه در ایران خواهم نمود." پس از آن همای از آنجاییکه اندیشه ی اجرای برنامه با هنرمندان بزرگ و بنامی را در آمریکا در سر دارد ، برای فراهم نمودن شرایط این همکاری ها و همچنین آماده نمودن شرایط تحصیلش در آمریکا ، دوباره به این کشور سفر خواهد نمود. به امید پیشرفت و درخشش بیش از پیش این هنرمند جوان و مردمی ایران زمین!
خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود خوشا آنکه همچون تو مست از شراب الست از جهان می رود خوشا آنکه همچون تو در خواب مست به دور از غم هرچه هست از جهان می رود کسی با خود از این جهان ارمغانی نبرد خوشا آنکه همچون تو با جام و نامی به دست از جهان می رود پس از تو نه می می توان نوش کرد نه بر نغمه و سوز سازی توان گوش کرد چه فخری به خود می فروشد زمین که همچون تو رامشگری را در آغوش کرد.... نمی توان باور کرد که استادی چون استاد "پرویز مشکاتیان" بدین گونه آرام و بی صدا خاموش گشته و از میان ما رفته است. چگونه باور کنم و چه بنویسم که گریه امانم نمی دهد.وقتی خبر را شنیدیم همه ی گروه بی اختیار اشک می ریختیم و باور نداشتیم.امروز همه در گوشه ای نشسته و در بهت فرو رفته اند و می گریند. ...... ای کاش ایران بودم ! ای کاش ایران بودم ! ..... او در سرنوشت همه ی ما نقش بزرگی داشته است.او حتی در سرنوشت بسیاری که امروز استادان ما هستند نقش بزرگی داشته است. هیچ گاه باور نخواهم کرد که او را پس از این نخواهم دید . او همیشه جاودان خواهد ماند. به خود می بالم در زمینی زندگی می کنم که او همیشه جاودان در آن زیسته است ! به خود می بالم در خاکی به جهان پای نهاده ام که او در آن خاک زیسته است! و خرسند از آنم که روزی درهمان خاک پاک خواهم خفت که "پرویز مشکاتیان" در آن آرام گرفته است. نامش جاوید. پرواز همای
دوستان پی گیر تور "عجب آب گل آلودی " مستان و همای ، تصاویر زیر مربوط به کنسرت سان فراسیسکوست که در تاریخ 22 آگوست اجرا شده و به تازگی به دستمان رسیده است. شاد باشید و بدرود .
کنسرت های گروه مستان در شهرهای سن فراسیسکو و سیاتل و سن دیه گو به بهترین شکل برگزار شد و در سن دیه گو به دلیل استقبال زیاد ، مستان دو شب به اجرای برنامه پرداختند که تصاویر زیر مربوط به شب های 29 و 30 آگوست در سن دیه گو می باشد. شاد باشید.
کپی برداری از منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است. All Rights Reserved 2005-2006 © bymastan-homay.blogfa.com The Template Designed By Komail & Amir @ www.javapdf.mihanblog.com |
|
||||||||||||
| بالاي صفحه | ||||||||||||||